X
تبلیغات
رایتل
♥ پــرهـــــام فرشتــۀ زمینی ما ♥
روزهـــــایی با پــــرهام 
قالب وبلاگ

سلام


خدا را در قلب کسانی دیدم
که بی هیچ توقعی ،
مهربانند ...همچون کودکــــــان

پائیز امسال هم با تموم قشنگی هاش داره تموم میشه و از شروع سال تحصیلی هم 3 ماه میگذره ... با گذشت این مدت پرهام هم خیلی تغییر کرده و میتونم به جرأت بگم که به قول خودمون باسواد شده از آموزش لوحه ها گرفته تا اعداد و شعر و سوره هایی از قرآن و حتی تابلوهای راهنمایی رانندگی که خیلی مفید فایده بوده

  • در کنار این ،آقا کوچولو از اونجایی که کلاس زبان انگلیسی رو هم بیش از 3 ماه هست شروع کرده و ترم 2 هستش (و البته نمره ترم 1 هم 99/5 شده )، از روی سی دی هایی که داره و یا اسباب بازیهاش که نوشته انگلیسی دارن بیشتر حروف و اعداد انگلیسی رو هم خودش یاد گرفته بنویسه

این هم نمونه ای از شاهکارهای جوجه رنگـــی
(انگری برد هشت پایی )


لطفا به ادامه مطلب بروید ...
  • امسال پرهام مسئله عاشورا و شهادت امام حسین رو خیلی بهتر از همیشه درک کرد و خیلی سوال درین مورد از ما پرسید ... توی پیش دبستانی خیلی خوب همه چیز رو براشون توضیح داده بودن و حتی با
    بچه ها عزاداری هم کرده بودن ولی خوب بچه ها همیشه سوالاتی برای پرسیدن دارن ...

از جمله اینکه :
بابا ، پدر و مادر و خواهر و برادر امام حسین چه جوری کشته شدن ؟؟؟

و یا :

بابا جون مامان امام حسین که خانوم بوده پس چجوری توو جنگ بوده ، مگه خانوما هم میجنگن ؟! و ...

خلاصه که برای پرهام خیلی جای سوال بود که خانواده امام حسین چه کسانی بودن و چه جوری کشته شدن و اصلا عاشورا یعنی چی و اینکه کی تموم میشه و ...

البته به مناسبت همین ایام هم تو پیش دبستانی یک آش نذری پختن ...

آش نذری با تزئین خود پرهام


  • از اونجایی که خوندن بعضی از سوره های قران رو یاد گرفته ، خیلی وقتها وقتی که مطمئن میشه که کسی حواسش نیست مدام با خودش اونها رو زمزمه میکنه و گاهی اوقات مامانی میپره وسط خوندنش و با هم ادامه میدن و پرهام هم خوشحال ازینکه مامانش بلده همراهیش کنه بلندتر میخونه سوره حمد و توحید و ناس و آیه الکرسی ...

در کنار اینها نوشتن اعداد و مفهوم اونها تا خطهای خمیده و کج که همه و همه به یادگیری سریعتر حروف الفبا توی کلاس اول منجر میشه ...
نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت ! دلیل خوشحالیم ازینه که پرهام رو هر روز کنجکاوتر و دقیقتر از دیروز میبینم و از سوالات جدیدش متوجه درک و فهم اون میشم و حس اینکه بزرگ شده بهم یکجور قدرت میده !

قدرت --> نمیدونم چرا قدرت ! و دلیل ناراحتیم هم دقیقــاً هنوز نمیدونم 
شاید دلیلش همون دلشوره های مادرانه باشه


  • از اینها که بگذریم میرسیم به یک روز خیلی خیلی خوب پاییزی که با خاله آزی جون، آتیلا جون، ایلیا جون و مامان آرزو رفتیم تو دل طبیعت و ...

نمیتونستم تصور کنم که اینقدر بهمون خوش میگذره !



آتیلا ، پرهام ، ایلیا

29 آبان 1391

همیشه خوش باشید ..

[ چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1391 ] [ 09:08 ق.ظ ] [ الــهــام ] [ نظرات (18) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پرهام جون فرشته زمینی مامانش 7 مرداد 1386 ساعت 8:50 صبح ، تو بیمارستان مادران تهران به دنیا اومد ... تا زمانی که خوندن و نوشتن یاد بگیره ، مامانی خاطراتش رو ثبت میکنه و بعد از اون خود پرهامی ... همیشه ... همه جا ... همه جوره ... عاشقتم عزیز دل مامان اِلـــی
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 28648

  • گور
  • مهم نیوز
  • کارت شارژ همراه اول