|
پرهام پسرک خوشگل ما
زندگی نامه ی پرهام
|
بالاخره بعد از بیش از یک ماه موفق شدم پست جدید بذارم .
این اولین پست توی خونه ی جدیدمون هست که البته خیلی وقتِ جا به جا شدیم ولی چون ADSL نداشتم نتونستم وبلاگ رو به روز کنم .
خوب حالا از کجا شروع کنم ...
پرهام و اتاق جدید
لطفآ برای دیدن دنباله ی متن بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید .
کاردستی های پرهام در طی سال ۸۹ ـ۹۰
دیگه روزا میگذره و میگذره ... تقریبا کمتر از یک و نیم ماه دیگه تولد ۴ سالگی پرهام ِ
خیلی لذت بخش ِ وقتی که میبینی همون نوزادی که یک روز حتی با زحمت چشماشو باز میکرد اما حالا میتونه از خودش دفاع کنه و کارهایی رو انجام بده که حتی مامانش نمیتونه انجام بده ...
بله ... چشمتون روز بد نبینه آقا کوچولوی ما شلنگ آب رو گرفته بود توی ماشین و داشت داخل ماشین رو میشست . کف ماشین تا جایی که جا داشت آب پر شده بود و صندلی ها هم خیس آب بود ... بابا تقریبا تا ۲ ساعت فقط داشت با کاسه آبهای ماشین رو خالی میکرد و به مدت ۳ ساعت هم بخاری ماشین روشن بود که ماشین خشک بشه که نشد شب تا صبح هم درهای ماشین باز بود تا بالاخره نزدیک به ۱۲ ساعت بعد ماشین نسبتا خشک شد . ![]() ولی پرهام اون شب با ناراحتی و عذاب وجدان خوابید و صبح تا چشم باز کرد به بابا گفت بابا بیا بریم با دریل کف ماشین رو سوراخ کنیم تا آب کف ماشین خالی بشه که به محض گفتن هر سه با هم زدیم زیر خنده و پرهام هم از اون حالت ناراحتی در اومد بیرون .
خلاصه اینم شیرین کاری پسرم بود در حالی که چهارمین سال زندگیش هم در حال تکمیل شدنِ ...
[ شنبه 21 خرداد ماه سال 1390 ] [ 11:55 PM ] [ الهام ]
[ نظرات (17) ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||