|
پرهام پسرک خوشگل ما
زندگی نامه ی پرهام
|
سلام
این اولین پستِ سال ۹۰ و آخرین پستی هست که توی این خونمون مینویسم . پرهام از زمان تولد تا الان که ۳ سال و ۸ ماهه شده رو توی این خونه گذروند و خاطرات به دنیا اومدن و شیطنتهای چند سال اول زندگیش رو با هم توی این خونه میذاریم و میریم .فقط با عکس ها و فیلمهایی که از اینجا داریم میریم توی خونه ی جدیدمون که هر وقت اونا رو دیدیم یاد این خاطرات بیفتیم ...
بگذریم ...
عید امسال هم مثل هر سال هفت سین رو چیدیم و همگی با هم سر سفره ی هفت سین سال نو رو شروع کردیم . ولی پرهام دیگه امسال با هفت سین آشنا بود و خیلی هم اصرار میکرد که زود بچینیمش و خودش هم مدام پای سفره بود و به قول خودش مراقب ماهی ها که گرسنه نمونن و دائم براشون غذا می ریخت .
خلاصه تحویل سال ساعت ۲:۵۵ نیمه شب بود ما خیلی سعی کردیم جوجه ریزه رو تا اون موقع بیدار نگه داریم و انصافاً خیلی هم همکاری کرد ولی تقریبا ۵ دقیقه مونده بود به تحویل سال خوابش برد .
آقا پرهام خوشحال از گرفتن عیدی
روز اول عید که دید و بازدید از خونه پدر بزرگ و مادر بزرگ شروع شد و تا شب هم ادامه داشت ...
دیگه از روز دوم رفتیم شمال و تا ۱۱ فروردین اونجا بودیم و کلی هم بهمون خوش گذشت .
روز پنجم عید پرهام در دنیای نمو
روز ۱۲ فروردین هم یکمی خستگی در کردیم که برای سیزده به در آماده بشیم .
اینم سیزده به در توی باغ بابابزرگ
ایشالا به محض جا به جایی و مستقر شدن توی خونه ی جدیدمون پست بعدی رو مینویسم .فقط امیدوارم زیاد طول نکشه . پس تا اون روز خدانگهدار ... |
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||